الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
146
تفسير تطبيقى (فارسى)
دكتر منيع عبد الحليم محمود نيز در بحثى تحت عنوان « رسم منهج سلفى للتفسير » در اين باره مىنويسد : « . . . فهم الذين شاهدوا التنزيل و عاصروا اسباب النزول و عرفوا الناسخ و المنسوخ و تلمسوا الجوانب المحيطة بالقرآن و المعاني التي أشار إليها الرسول و هم أنضر الناس فهما و أقدرهم على الاجتهاد و الاستنباط » ؛ « 1 » صحابه شاهد نزول آيات و هم زمان با اسباب نزول قرآن بودهاند ، ناسخ و منسوخ را مىشناسند شرايطى كه بر قرآن حاكم بوده و معناهايى كه رسول خدا [ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ] بيان مىكردند را ، لمس مىكردند ، فهم آنان [ از آيات ] روشنتر و بر اجتهاد و استنباط توانمندترند . وى اين شيوه را برگرفته از تفكر سلفى ابن تيميه مىداند و آن را قابل قبول مىشمرد . « 2 » دليل دوم در اين زمينه ديدگاه برخى از اهل سنت از جمله ابن تيميه و شاگرد وى ابن قيّم جوزى است كه مىگويند : پيامبر خدا تمام معانى قرآن را براى اصحابشان بيان كردهاند . « 3 » ابن قيّم تلاش كرده تا اثبات كند صحابه تفسير تمام قرآن را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به ارث بردهاند ، « 4 » بر همين اساس ابن تيميه و ابن قيّم ادعا مىكنند : غالب اختلاف سلف [ كه در رأس آنان صحابه قرار دارند ] در تفسير ، اختلاف تنوع است نه اختلاف تضاد [ يعنى امكان جمع بين آراى آنان هست ] . « 5 » به نظر مىرسد پيش از ابن تيميه ، حاكم نيشابورى ( م / 405 ) نيز تا حدودى به همين نظر گرايش داشته است چون مىگويد : تفسير صحابى نزد اهل سنت بهمنزله حديث مرفوع از پيامبر خداست » . « 6 » حاكم نيشابورى همين قول را نيز به بخارى و مسلم نسبت مىدهد و مىنويسد :
--> ( 1 ) . منيع عبد الحليم محمود ، مناهج المفسرين ، ص 206 ( 2 ) . همان ( 3 ) . احمد ابن تيميه ، مقدمة فى اصول التفسير ، ص 9 ( 4 ) . ابن قيم ، أعلام الموقّعين ، ج 1 ، ص 11 ( 5 ) . مقدمة فى اصول التفسير ، ص 11 و نيز ر . ك : صبرى متولى ، منهج اهل السنة فى التفسير ، 35 . ( 6 ) . البرهان ، ج 2 ، ص 157